سيد علي اكبر قرشي
85
قاموس قرآن ( فارسي )
است و نعمت را به جهت خوب و دلچسب بودن نعمت گفتهاند لذا در اقرب از كليّات ابو البقا نقل شده : آن در اصل حالتى است كه انسان از آن لذّت ببرد و در مفردات گفته : « النّعمة الحالة الحسنة » . در مجمع ذيل * ( صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ ) * فاتحه : 7 . فرموده اصل آن مبالغه و زيادت است گويند « دققت الدواء فانعمت دقه » دوا را كوبيدم و زياد كوبيدم . * ( وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ الله عَلَيْكُمْ ) * بقره : 231 . * ( اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ) * بقره : 40 . نعمة : ( بفتح - ن ) بمعنى تنعم است . در قاموس گويد : تنعّم بمعنى ترفّه و وسعت عيش و اسم آن نعمة بفتح نون است . راغب ميگويد : « النّعمة : التنعّم » * ( كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ . وَزُرُوعٍ وَمَقامٍ كَرِيمٍ . ) * * ( وَنَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ ) * دخان : 25 - 27 . چقدر از دست دادند از باغات ، چشمه ها ، كشتها ، مقام دلپسند و وسعت عيشيكه در آن متمتّع بودند . * ( وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا ) * مزمل : 11 . بگذار مرا با تكذيب كنندگانيكه صاحبان تنعّماند و اندكى مهلتشان بده . انعام : ( از باب افعال ) بمعنى نعمت دادن مىباشد * ( وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ الله عَلَيْه وَأَنْعَمْتَ عَلَيْه أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ الله ) * احزاب : 37 . آنگاه بشخصيكه خدا به او نعمت داده و تو هم به او نعمت داده بودى ميگفتى : زنت را براى خودت نگاهدار و از خدا بترس راغب گويد : اطلاق انعام در صورتى است كه نعمت داده شده از جنس انسان باشد زيرا در حيوان نميگويند : « أنعم على فرسه » . تنعيم : نعمت دادن و مرفّه كردن . * ( فَأَمَّا الإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاه رَبُّه فَأَكْرَمَه وَنَعَّمَه فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ) * فجر : 15 . امّا انسان آنگاه كه خدايش او را امتحان كرد و محترم نمود و مرفّه فرمود گويد : خدايم محترمم داشته .